دکترمحمدرضاروزبه
مقاله‌ی علمی، شاخصه‌ی تحقیق در نظام دانشگاهی است و از مهم‌ترین معیارهای سنجش دانش و توانمندی علمی و پژوهشی معلمان و محققان آکادمیک.
مقاله‌ی علمی (البته در معنای واقعی آن)، هم به تولید و توسعه‌ی علم در قلمروهای مختلف می‌انجامد، و هم به گسترش و تکثر پارادایم‌های پژوهشی مدد می‌رساند و هم، زمینه‌ساز جهش‌های اندیشگی و خلاقیت‌های علمیِ برتر و فراتر می‌شود.
  اگرچه امروزه، ساحت و سپهر این سنت آکادمیک، پر شده است از آفت و آلودگی ناشی از صنعت مخرب «مقاله‌سازی» و نیز تجارت شوم مقاله‌ها و رساله‌های قالبی و قلابی،  باز نمی‌توان منکر نقش بی‌بدیل مقالات اصیل و ارزشمند دانشگاهی در ارتقای دانش، بینش و منش علمیِ اقشار تحصیل‌کرده شد.
جای بسی دریغ است که به دلیل توسعه‌نیافتگی فرهنگی،  انبوه کتاب‌ها، مقالات و رسالات دانشگاهی،  امروزه در غربت و انزوای تاریخی به سر می‌برند و جز خودِ دانشگاهیان یا  بعضا فرهیختگان برون‌دانشگاهی مخاطبی ندارند.  سرنوشت غم‌انگیز صدها و بل هزاران کتاب، مقاله و طرح پژوهشی درخشان که می‌توانند زیست‌جهان فکری و ذوقی نسل‌های متمادی را دگرگون کنند اما از بد روزگار، در کنج خلوت قفسه‌های غبارگرفته‌ی کتابخانه‌ها یا کتاب‌فروشی‌ها خاموش و فراموش مانده‌اند، نشانگر بحران فکر و فرهنگ در جامعه ماست؛ بحرانی ناشی از عوامل متعدد:  توسعه‌نیافتگی تاریخی و فرهنگی، تنگناهای اقتصادی، افول فرهنگ مطالعه بر اثر رسانه‌زدگی،  مدرک‌گرایی و دانش‌گریزی، تُنُک‌حوصلگی و راحت‌طلبی نسل امروز و...

در مقابل، رسانه‌های فراگیر - به ویژه دنیای مجازی- در عصر ما یکه‌تاز عرصه‌ی  اطلاع‌رسانی، فرهنگ‌آفرینی، الگوسازی و لذت‌بخشی است. 
در اینجا قصد واکاوی سایه و روشن این پدیده را ندارم که این مقوله، خود قلمروی پهناور است و حال و مجالی وسیع می‌طلبد.   نکته و نگاه این نوشتار، ناظر است بر گرایش وسیع دانشگاهیان به سوی آفاق همین دنیای مجازی و بهره‌گیری از قابلیت‌ها و ظرفیت‌های بی‌نظیر آن؛ بدین معنی که امروزه بسیاری از استادان و فرهیختگان دانشگاهی نیز ترجیح می‌دهند به جای (یا در کنار) نگارش کتاب و مقالات دانشگاهی با اعتبار و استانداردهای خاص آن، بپردازند به جستارنویسی، نوشتارهای کوتاه،  یادداشت‌نگاری و قلم‌اندازی در حیطه های ذوقی و تخصصی خود   تا از این طریق، دایره‌ی مخاطبان خود را گسترش دهند و فکرمایه‌های خود را در اختیار اقشار اقشار وسیع جامعه بگذارند و با حضوری بروز و بارز، در مجموع، بیشتر و بهتر دیده شوند. 
این روش و رویکردِ ناگزیر،  فوائد و مضراتی دارد که به اجمال بدان‌ها اشاره خواهم کرد ...
بهره‌گیری صحیح نخبگان جامعه، و از جمله دانشگاهیان از ظرفیت‌های بی‌پایان جهان مجازی، نقش مهمی در گسترش آفاق فکر و فرهنگ عمومی دارد و می‌تواند فاصله‌ها و شکاف‌های بین فرهیختگان جامعه و اقشار میانی را کمتر کند؛ از این طریق، دانشگاهیان نیز از برج عاجِ نفاست و نخبگی خود فرود می‌آیند و به مرزهای هم‌صدایی با متن جامعه نزدیک می‌شوند. همچنین، گفتمان دانشگاهی و خرده‌گفتمان‌های برون‌دانشگاهی در هم می‌آمیزند و رفته‌رفته نگاه و صدایی نسبتا مشترک بین قشر نخبه و متوسط جامعه، شکل می‌گیرد.
مقالات تخصصیِ دانشگاهی با نثر، نگرش، فرم، فرمت و دیگر الزامات پیچیده‌شان غالباً از دسترس درک و دریافت اقشار میانی جامعه دورند و مخاطبی جز نظریه‌پردازان، نخبگان و دانشجویان یا دانش‌آموختگانِ رشته‌های مربوطه ندارند اما دانشگاهیان می‌توانند در کنار نگارش مقالات تخصصی و فاضلانه، تلاش و تکاپوهای قلمی خود را در مسیرهایی نظیر یادداشت‌نویسی، نکته‌نگاری و... نیز هدایت کنند و از این طریق به شیوه‌ای آسان‌تر به اشاعه‌ی آرا و آموزه‌های خود در میان اقشار متوسط جامعه بپردازند. پویش و گسترش این آرا و اندیشه‌ها از محدوده‌ی محافل و مجلات تخصصی به حوزه‌ی وسیع افکار عمومی (البته با نگرش و نگارشی ساده‌تر و صمیمانه‌تر) به پژوهش‌های تخصصی، صبغه‌ای عمومی‌تر می‌بخشد و به رشد و اعتلای دانش و بینش اقشار باسواد جامعه هم یاری می‌رساند.
هر فرد دانشگاهی به ویژه در حوزه‌ی علوم انسانی، افزون بر ایده‌های پژوهشیِ برجسته، دید و دریافت‌هایی ذوقی و شخصی هم دارد که در قاب و قالب مقالات و رسالات دانشگاهی قرار نمی‌گیرند و بیشتر مناسب قلم‌انداز و یادداشت‌های پراکنده‌اند. همین نکات و یادداشت‌های موجز اما مفید می‌توانند زمینه‌ساز و الهام بخش مباحث و مقالات تازه‌تر و تخصصی‌تر در کار خود محققان دانشگاهی و غیر دانشگاهی باشند.
یادداشت‌نویسی و قطعه‌نگاری امروزه می‌تواند تا سرحد یک ژانر ادبی تثبیت شود و موجب تقویت ذوق و دانش جمعی گردد؛ کمااینکه در غرب، رولان بارت، نوالیس (قرن ۱۸)،  پل والری و...،  پاره‌ای از تأملات و مکاشفات علمی و ذوقی خود را در قالب قطعه‌نویسی ارائه کرده‌اند. (ر.ک: شمیسا، سیروس، قطعات، نشر مروارید، صص ۹ و ۱۰) در ایران هم افزون بر کتب کشکول‌وار قدیم، بعضاً علما، فقها، عرفا، و ادبای قدیم و جدید نیز از این نوع ادبی در ترسیم و تبیین اندیشه‌ها و عواطف خود بهره جسته‌اند: کتاب جدیدالانتشار قطعات اثر نغز و پرمایه‌ی دکتر شمیسا نمونه‌ی جالب و جذابی است در مسیر احیا و استمرار این شیوه.
اما رویکرد فراگیر دانشگاهیان به یادداشت‌نویسی و نکته‌نگاری می‌تواند آفات و آسیب‌هایی نیز در پی داشته باشد که بدان‌ها نیز اشاره خواهم کرد.    
ورود به عصر مدرنیته و ماشینیزم، و شور و شتاب ناشی از آن، بر حجم و ساختار انواع ادبی هم اثر گذاشت: از رمان‌های حجیم و چند جلدیِ قرن هجدهم رسیدیم به رمان‌ها و بعد داستان کوتاه و بعد، داستان‌های مینی‌مالیستی.  از منظومه‌های عهد کلاسیک رسیدیم به کوتاه‌سرایی‌ها: هایکو، طرح، سه‌گانی و...
ورود دانشگاهیان به حیطه‌ی نکته‌پردازی‌ها و یادداشت‌نویسی‌های کوتاه و مختصر هم از الزامات عصر و عالم مجازی است برای تغذیه‌ی افکار و عواطف اقشار مختلف که در گردونه‌ی پرشتاب تاریخ، جامعه، رخدادها و پدیده‌های پی‌درپی حضور و حیات دارند و فرصت یا اهلیت مطالعه‌ی متون نخبه‌گرا و تخصصی را ندارند؛ با این‌حال، همان‌طور که گفتیم این رویکرد خالی از مخاطرات و مضراتی نیست از جمله: روزمرّگی؛ یعنی استغراق دانشگاهیان در مسائل، حوادث، خرده‌روایات روزانه، و غفلت از کلان‌روایات و مباحث بنیادی علمی، فرهنگی
 و تاریخی.
عوام زدگی، یعنی پیروی خواسته یا ناخواسته از ذوق عامه و چرخش قلم محققان به سمت خواسته‌ها و خوشایندهای اکثریت جامعه، آنهم به قصد جذب خوانندگان بیشتر که مآلا به دوری‌شان از حیطه‌ی تفکر، تتبع و تحقیق علمی می‌انجامد.
بیگانگی تدریجی با روش‌ها و رویکردهای پژوهشی و متدهای نوآیین آکادمیک، ناشی از شتاب‌کاری‌های شبه علمی و پراکنده‌نویسی‌های مستمر، و نتیجتاً افت کمّی و کیفی پژوهش‌های متین و معتبر دانشگاهی.
ابتلای پیدا و پنهان به فقر تاملات و مطالعات عمیق علمی و زوال روحیه‌ی پژوهشی در سایه‌ی الزام به تغذیه‌ی ذهن و ذوق جمعی با خرده‌نویسی‌های شتاب‌زده و غیر محققانه که رفته‌رفته غفلت از رسمیت و روش‌مندی تحقیق، و شناخت منابع اصیل و جدید پژوهشی را 
در بردارد.
اعتیاد به نوشتن یادداشت‌های سطحی و بزن‌در رو،  و در نتیجه اُفت و افول قریحه‌ی علمی و پشتکار پژوهشی.
آفت عوام‌زدگی دانشگاهیان که در سطور فوق بدان اشاره شد در اشکال دیگر نیز می‌تواند خود را نشان دهد. در اینجا جسارتاً آسیب‌شناسانه به شکلی از  آن به طور خاص می‌پردازم که از همه زیان‌بارتر است و  متاسفانه در مواردی قابل رویت است: گرایش برخی از نخبگان و دانشگاهیان به اشتراک‌گذاری مطالب، عکس‌ها و کلیپ‌های فکاهی، فانتزی، تفریحی و سرگرم‌کننده‌ی نازل و مغایر با شان و جایگاه استادان و محققان دانشگاهی که هم  ارزش و اعتبار اهالی فکر و فرهنگ را در نظر آحاد جامعه خدشه‌دار می‌کند و هم تحقیقات و تأملات مهم و معتبر آنها را در حاشیه قرار می‌دهد. منظورم این نیست که دانشگاهیان باید خود را تافته‌ی جدا بافته بپندارند و پیوسته، رفتار و گفتاری عصا قورت داده داشته باشند؛ به هر حال نخبگان جامعه هم مثل هر آدمی دارای دو ساحت وجودی عقلانی و عاطفی‌اند و تفریح، تنوع، طنز و طربناکی هم بخشی از زندگی همه آدمیان است لیکن از آنجا که حضور این قشر، چه در جهان واقعی و چه در جهان مجازی، معرف فرهنگ و گفتمان دانشگاهی است، حفظ وقار و وزانت فرهنگ‌مدارانه بر همه‌ی اهالی فکر و فرهنگ، به ویژه دانشگاهیان واجب عینی است و البته، بی‌نیاز از توضیح و تذکر این‌جانب.
منبع:  daneshhayeadabi@

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی